حستجوی محتوی

اخلاص در عمل PDF چاپ ایمیل
نوشته شده توسط بازمانده   
شنبه ، ۱ دی ۱۳۹۷ ، ۱۲:۲۲

بسم الله الرحمن الرحیم

قال مولانا علی (ع) :

الاخلاصُ مِلاكُ العِبادَةِ

تعریف اخلاص: پاکیزه کردن نیت و قصد است از غیر خدا

سخن بسیار زیبایی داریم منصوب به علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه با این مضمون که "ما شنیده ایم دانشمندان به اکسیری دست پیدا کرده اند که اگر آن را به مس بزنند طلا می شود. می فرمایند ما نمیدانیم در واقع چنین اکسیری کشف شده است یا خیر اما من اکسیری را می شناسم که اگر آنرا به هرعمل بی ارزشی بزنیم آن عمل با ارزش میشود. اگر به هرعمل کمرنگی بزنیم پر رنگ می شود. اگر به هر کار بی بهاء بزنیم آن عمل آنقدر ارزشمند شده تا دستگیر دنیا و آخرتمان شود. و در ادامه میفرمایند آن اکسیر چیزی نیست جزء اخلاص در عمل".

و من با استناد به احادیث و روایات عرض می کنم همانطور که بودن این اکسیر عملی که هیچ کجا به چشم نمی آید را بزرگ و جهان شمول می کند. خدای ناخواسته نبودن آن هم دنیاها عمل بظاهر خوب ما را از بین برده، محو و نابود می کند.

داستان: اجازه می خواهم بخشی از داستان حضرت یوسف را بازگو کنم تا انشاءالله درس عبرتی باشد هم برای خودم و هم همه ی ما به برکت صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص). داستان را از آنجا بازگو می کنم که برای همه یقین شد که قرار است هفت سال وفور نعمت باشد و هفت سال خشکسالی. دیدیم که همه به فکر افتادند، همه گندم زیاد کاشتند، همه گندم های کاشته شده را درو کردند، همه گندم ها را ذخیره کردند تا اینکه رسیدند به آغاز هفت سال خشکسالی. همه مطمئن به انبارهای گندم هایشان رجوع کردند. حضرت یوسف گندم ها را برداشته و طبق برنامه پیش بینی قرار شد استفاده نماید. در همین زمان کاهنان معبد هم به انبارهای گندم هایشان رجوع کردند ولی در کمال تعجب دیدند همه ی گندم هایشان فاسد شده است. وقتی علت را سوال می کنند می بینند بله، باید گندم ها را زمانیکه ذخیره می کردند با خوشه ذخیره می کردند و آنها از موضوع اطلاع نداشتند. و این باعث شده در ابتداء هفت سال خشکسالی دستشان خالی بماند.

فرض کنید کاهنان مثلا می گویند حالا چیزی نشده سریع جبران می کنیم. دوباره تلاش می کنیم . می فرمایند: خیر هفت سال وفور نعمت تمام شد. حالا چکار باید بکنیم. هیچ، بدیهی است هیچی کاری ساخته نیست. آنها محکوم به شکست بوده و دیدیم که شکست خوردند.(إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ )

ما تا زمانیکه در این دنیا هستیم در دوره هفت ساله ی وفور نعمت هستیم (یک ذکر صلوات چقدر پاداش دارد) ولی با رسیدن مرگ دنیای خشکسالی آغاز می شود(در سوره بقره آیه 66 داریم: وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ). اگر الان صحیح ذخیره کنیم فردا توشه خواهیم داشت. تنها به زیادی عمل نیست. برعکس ممکن است زیادی عمل خودش باعث ایجاد غرور و یا غفلت بیشتر از نحوه ی ذخیره سازی ما بشود. باید بسیار دقیق و هوشیار بود.

به این مثال توجه فرمائید: فردای قیامت تصور کنین یکنفر را می آورند به دادگاه الهی، سوال می شود شما پنجاه سال در دنیا بودی چه عمل نیکی را برای ما آورده ای. فرد سرش را بالا گرفته و با افتخار می گوید من قاری قرآن بودم. من قرآن را با صوت زیبا تلاوت می کردم بشکلی که بسیاری با شنیدن صوت قرآن من گریه می کردند.بسیاری توبه می کردند. به قرآن علاقه مند می شدند. دنبال یادگیری قرآن می رفتند و...ندا می رسد آنها که برای ما نبود. آنها برای این بود که بگویند: آفرین چه تلاوت زیبایی، برای این بود که جلسه ی بعد جای بهتری دعوتت کنند، پول بیشتری بدهند، معروف تر و مشهور تر بشوی. ما نگفتیم چه عمل خوبی داری گفتیم چه عمل خوبی برای ما داری. ندا می رسد این بدون عمل را به آتش دوزخ ببرید.

اهل علم، اهل انفاق، اهل کمک و خدمت به مردم، اهل روضه و جلسه و... همه دستشان خالی است مگر اینکه این اکسیر یعنی اخلاص در عمل در اعمالشان داشته باشند. باید نشستن ما، برخاستن ما، قهر کردن ما، آشتی کردن ما، دشمنی کردن ما، دوستی ما، محبت کردن به همسر و فرزند ما، صبر کردن ما، تحمل مشکلات ما، سازش با مثلا اخلاق بد همسرمان و... باید همه فقط و فقط برای رضای خدا باشد.

سوال: چرا جدا کردن سر از بدن عمرابن عبدود توسط مولا علی(ع)، انگشتر در نماز دادن مولا باید اینقدر پر رنگ باشد؟ چرا باید از بین آن همه اهدایی های به جبهه در زمان جنگ تحمیلی، یک قلک بچه دبستانی پر رنگ شود؟ چرا نامه یک بچه کوچک روستایی به رزمندگان اینقدر پر رنگ شد؟ بله جواب چیزی نیست جز اینکه این اعمال به ظاهر کوچک، آن اکسیر اخلاص را داشت.

به این مثال توجه فرمائید: برای یک دهه روضه خوانی، سخنران، مداح، دعوت ازمردم، سیل جمعیت، خرج، شام و... تا اینکه همه می آیند و می روند. بعد با خبر می شویم مثلا از بین تمام این سیل جمعیت و عوامل اجرایی و... فقط عمل یکنفر قبول شده آن هم کسی که کفش ها را جفت می کرد. چرا که مطمئن بود نه به چشم کسی میآید و نه کسی او را می بیند. نه کسی بخاطر این کارش با او ارتقاء می دهد. نه افزایش حقوق دارد. نه بخاطر این کار مشهور می شود و... او فقط برای خدا، بخاطر دوستی با امام حسین(ع) است که به میهمانان امام حسین(ع) خدمت می کند. این یعنی بنده ی خالص خدا، او به میهمانان آقا ابی عبدالله احترام گذاشته، چون آقا امام حسین پیش چشمش عزیز است. لذا عمل کوچک او ارزش پیدا کرده و شده دستگیر دنیا و آخرتش. عرض کنم نه تنها خودش که شاید دستگیر تمام آن جمعیت و عوامل اجرایی و... هم باشد.

آیت الله بروجردی اواخر عمر در بستر بیماری بودند که می فرمودند: ناراحتم که کاری نکرده ام. اطرافیان می گفتند پس ما چه بگوئیم و چه کنیم؟ فرمودند: خلص العمل فان الناقد بصیر بصیر

مولوی می فرماید:

گرنه موشی دزد در انبار ماست

گندم اعمال چهل ساله کجاست؟

ابتدا تو دفع شر موش کن

بعد از آن در جمع گندم کوش کن

نماز ناهی از منکر است. پس چرا ما هم نماز میخوانیم و هم گناه میکنیم؟ آن هم نه یک روز و دو روز، چهل سال. این موش دزد چیزی نیست جزء ریا که آفت همه ی اعمال است

پروردگارا توفیق خالص کردن اعمالمان را فقط و فقط برای خودت به همه ی ما عنایت بفرما آمین یا رب العالمین

بهنگام کردن در شنبه ، ۱۵ دی ۱۳۹۷ ، ۱۲:۱۷