حستجوی محتوی

درباره شهید محمد مسعود مسئله گو PDF چاپ ایمیل
نوشته شده توسط بازمانده   
چهارشنبه ، ۱۲ دی ۱۳۹۷ ، ۰۷:۱۸

شهید محمد مسعود مسئله گوفرزند محمد علی در سال 1340 در مشهد مقدس در همسایگی حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام در خانواده روحانی چشم به جهان گشود.

alt

درهفت سالگی جهت تحصیل علم به دبستان فاتح قدم گذاشت و دوران ابتدایی را در همان دبستان به پایان رساند.

وی دوران راهنمایی را در مدرسه فردوسی با موفقیت سپری کرد.

خاطره: در مدرسه معلم زن داشتند. ایشان به بچه ها می گفت مگر ما مرد نیستیم. چرا برای ما معلم خانم گذاشته اند بیائید اعتصاب کنیم و جلوی پایش بلند نشویم. باید کاری بکنیم تا مجبور شوند معلم مان را عوض کنند. تا اینکه با پافشاری او و همراهی بقیه بچه ها برایشان معلم مرد آوردند.

پس از آن درهنرستان شهید بهشتی (رشته برق) موفق به اخذ دیپلم گردید.

از کودکی با مسجد نظریافته (مسجد سهله) که پدرشان امام جماعت آن را به عهده داشتند در ارتباط بود و مکبری می کرد. ایشان از همان دوران با نماز اول وقت، نماز جماعت، جلسات قرآن، سوگواری ائمه اطهار، سینه زنی و... پیوندی نا گسستنی داشت به شکلی که در هشت سالگی مقید بود در ماه مبارک رمضان روزه هایش را ترک نکند.

alt

به والدین احترام زیاد می گذاشت و سعی تمام داشت تا همیشه رضایت آنها را جلب کند. ایشان در بین اهل محل از محبوبیت خاصی برخوردار بود.

با شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و نقش محوری مساجد در پیروزی انقلاب ایشان از میان مسجد به صحنه مبارزه روی آورد. شهید بزرگوار از همان ابتدا محبت عجیبی از رهبر فرزانه انقلاب در دل داشت. و لذا با فرمان امام خمینی(ره)در تظاهرات ها حضور پیدا می کرد. در مناسبت های مختلف شب ها بر بام خانه می رفت و ندای ملکوتی الله اکبر سر میداد. آری به واقع او قبل از تشکیل بسیج، بسیجی شده بود و چه زیبا به عهدی که با رهبرش بسته بود، تا آخر عمر کوتاه اما پر برکتش وفادار ماند.

با پیروزی انقلاب شکوهمند به بسیج پیوست و به صورت بسیار فعال در گشت های شبانه، جلسات، کلاس ها و... حضور داشت.

ایشان از کودکی به هنر خوشنویسی علاقه زیادی داشت و در دوران جوانی خطاطی را در حد بسیار عالی فرا گرفته بود و مقام های زیادی در این زمینه کسب کرده بود. لذا صادقانه این هنر مقدس را در خدمت انقلاب بکار گرفته به شکلی که بارها و بارها شب ها را تا نزدیک صبح با چند قلم مو و چند قوطی رنگ در کوچه های محله برای ترویج فرهنگ انقلاب به سر می برد.

خاطره: یک روز بر دیوار دبیرستان دخترانه ای با خطی بسیار استثنایی و زیبا نوشته بود "اگر بی حجابی نشانه تمدن است پس حیوانات از همه متمدن ترند"

بر دیوار مسجدی نوشته بود "خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است" و ...

با آغاز جنگ تحمیلی جهت گذراندن خدمت مقدس سربازی از طریق سپاه پاسداران مشغول انجام وظیفه شد و تقریبا تمام مدت خدمت را در جبهه های حق علیه باطل گذراند.

در اواخر خدمت سربازی زمانیکه اقوام خودشان را برای داماد کردن این سرباز رشید اسلام آماده می کردند، شهید بزرگوار در آخرین مرخصی که آمده بود بدنبال انجام کارهای اعزام به جبهه به صورت داوطلبانه از طریق بسیج سپاه پاسدارن بود.

آری او که برای گوش به فرمان امام خمینی (ره) بودن سر از پا نمی شناخت بلافاصله به محض پایان خدمت سربازی دوباره به سوی جبهه شتافت.

وی زمانی هم که مرخصی می آمد در منزل بر روی تشک نرم نمی خوابید. همگی را به اطاعت از ولایت فقیه و حفظ ارزش ها و دستاورد های انقلاب توسعه می کرد.

اما آخرین مرخصی که آمده بود حال و هوایی متفاوت داشت. به مادرش توسعه می کرد که از شهادتش ناراحت نشوند. او برادرش، پسر خاله اش و چند نفر دیگر از اقوام را با خودش به جبهه برد. گویا می خواست به آمریکا بگوید ای امریکا اگر من شهید شوم چند نفر دیگر به جای من به فرمان رهبرم به مبارزه با کفر خواهند برخواست.

او اکنون دلاوری کارآزموده ای بود که با تربیت شدن در دامان پر مهر امامش در جبهه ها، یک پرهیزکار واقعی و وارسته ای ناب و لایق شهادت شده بود.

آری او در جبهه ها هم الگویی کامل برای دیگر هم رزمانش شده بود. نماز خواندنش، دعا خواندنش، نماز شب هایش، پشت کار و تلاش هایش،همه و همه الگو بود.

alt

شهید محمد مسعود مسئله گو و دوست هم رزمش شهید امیر زضا خدمتی

یک خاطره: دوست عزیزش نقل می کند آن سال ماه مبارک رمضان در تابستان قرار گرفته بود و ما در منطقه دهلران بودیم. درآن شرایط برای ما بچه های مشهدی که زیاد به گرمای آنجا عادت نداشتیم روزه گرفتن بی نهایت مشکل بود.

یک روز ظهر که همگی با دهان روزه استراحت می کردیم دیدم این شهید بزرگوار چند قطی رنگ و قلم مو برداشته و می خواهد بر روی دیوارهای ویرانه های بجا مانده از نبرد، شعار بنویسد. به او گفتم بیا، بخواب و استراحت کن.

اما او در جواب من گفت: اینقدر روزهایی بیاید که ما خواب باشیم.

زمان عملیات والفجر3 بود. مرداد ماه سال 1362. باید تیم گروه ویژه شهدا برای شکستن خط دشمن تشکیل می شد.به لحاظ حساسیت زیاد و احتمال شهادت بیش از حد متعارف، اعضاء این تیم بصورت داوطلبانه انتخاب می شدند.

alt

تعداد زیادی از رزمندگان گروه ویژه شهدا(حدودا 85 درصد این عزیزان به درجه رفیع شهادت نائل شدند

خاطره: شهید بزرگوار مانند کسی که شانس با تمام وجودش به او روی آورده، و می خواهد بهترین فرصت پیش آمده را غنیمت شمارد، بی درنگ به تیم ویژه شهدا پیوست. تاریخ 1362/5/8 حدودا ساعت 11 شب بود. او آر پی جی خودش را به دوش داشت. عملیات آغاز شده بود که شهید بزرگوار با اصابت گلوله ای به سینه در حالیکه ندای یا مهدی یا مهدی سر می داد به عنوان اولین شهید عملیات به درجه رفیع شهادت نائل گشت. دوست هم رزمش می گوید: سر شهید بزرگوار روی زانوی من بود. او در آخرین لحظات حیات پربرکتش دائم تلاش می کرد از جایش بلند شود. می گفت من متوجه بودم مثل اینکه می خواهد بایستد و سلام بدهد.می خواهد احترام بگذارد. گویا اربابش در آخرین لحظات به دیدارش آمده بود.

alt

شهید محمد مسعود مسئله گو در بین دو هم رزمش (آقایان طباطبایی و مصطفوی)در شب عملیات

سرانجام آن عملیات که منجر به فتح قله مهم کله قندی شده بود با پیروزی سلحشوران اسلام خاتمه یافت.

alt

مراسم تشیع پیکر مطهر شهید در مشهدالرضا

بدن مطهرش پس از انتقال به مشهد مقدس تشیع جنازه شده و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام ولی نعمت ما ایرانیان بویژه مشهدی ها به خاک سپرده شد.

alt

پدر شهید محمد مسعود مسئله گو در حال اقامه نماز بر بدن مطهر فرزندش

****************************************************************************

****************************************************************************

توضیحاتی در رابطه با عملیات والفجر3
تقدیم به همه ی دلیر مردان بخصوص بازماندگان عملیات

ارتش عراق پس از شکست در عملیات بیت المقدس و عقب نشینی سراسری خود، ارتفاعات مهم و سرکوب مرزی را در اختیار داشت و به این ترتیب چند شهر مرزی همچون مهران زیر دید و تیر دشمن بود.

ارتش عراق با استقرار نیروهای خودی روی ارتفاعات مرزی مهران، علاوه بر ایجاد تسلط بر این شهر، موفق شده بود با نیروی کمتری از منطقه بدره پدافند کند. حال آن که عقب راندن دشمن از روی ارتفاعات مرزی، پدافند در دشت را به او تحمیل می کرد و در نتیجه نیروی بیشتری زمین گیر می شد. بر همین اساس، طرح تأمین مهران – به عنوان دومین عملیات محدود در شرایط جدید – در دستور کار قرار گرفت

اهداف عملیات

- آزادسازی شهر مهران از زیر دید و تیر دشمن.

- ایجاد سهولت در برقراری ارتباط شهرهای دهلران – مهران و نیز ایلام – مهران.

- تحمیل خطوط پدافند به دشمن و کشاندن او از ارتفاعات به دشت.

موقعیت دشمن

در منطقه دشت مهران، دو رشته ارتفاعات وجود دارد: در شمال، ارتفاعات زالوآب و کانی سخت و نمه کلان بو واقع است که قسمت عمده آن در خاک ایران قرار دارد. در جنوب نیز ارتفاعات قلاویزان واقع است که مرز ایران و عراق را مشخص می سازد. بین دو ارتفاع یاد شده، دشت مهران و دشت ورمهراز و زرباطیه عراق قرار دارد.

در قسمتی از ارتفاعات زالوآب و کانی سخت، مرز مشترک ایران و عراق است که در سمت غربی آن، ارتفاعات نمه کلان بو با قللی بیش از 200 متر و کمتر از 400 متر ارتفاع واقع است. هم چنین، ارتفاعات زالوآب، که دارای تپه هایی به ارتفاع 340، 325، 343 و 310 می باشد، در سمت شرق نمه کلان بو قرار دارد و مهم ترین قله آن معروف به کله قندی دارای 363 متر ارتفاع است.

تنگه کناپنجم در امتداد جاده مهران – ایلام و در شمال شرقی مهران واقع است که به منزله گلوگاه ورود به دشت مهران – از طرف ایلام – محسوب می شود و ارتفاعات کله قندی بر این تنگه تسلط کامل دارد

استعداد های دشمن

- تیپ های 506، 417، 420، 502، 424، 18، 38، 48 و 503 پیاده.

- تیپ های 37 و 70 زرهی.

- تیپ 4 گارد مرزی.

- تیپ 4 پیاده کوهستانی.

- گردان های کماندویی المثنی، مدلول، بلال و حدیبه.

- گردان 9 مکانیزه تابع لشکر 2 پیاده کوهستانی.

- گردان 7 تانک تابع لشکر 2 پیاده کوهستانی.

- گردان 1 موشک ضد تانک.

گردان های 53، 240 و 639 توپخانه و آتشبار خمپاره

طرح عملیات

با توجه به مختصات جغرافیایی منطقه و اهمیت استراتژیک آن، عملیات به ترتیب در سه محور زالوآب و نمه کلان بو – دشت مهران قلاویزان طراحی شد. رزمندگان می بایست پس از تأمین اهداف مورد نظر و در صورت مناسب بودن وضعیت پایگاه های دشمن، در شرق رودخانه کنجاپنجم مستقر شوند. در غیر این صورت، با احداث خاکریز در پشت رودخانه پدافند شود.

شرح عملیات

عملیات در ساعت 23 مورخ 7/5/1362 با رمز «یا الله» آغاز شد. در محور شمالی عملیات، ارتفاعات نمه کلان بو- به غیر از ارتفاع 270 معروف به کله قندیتصرف و تأمین شد و ارتفاعات زالوآب به همراه ارتفاع 270 به محاصره درآمد.

در محور میانی (دشت مهران)، رزمندگان خودی با پشت سر گذاردن جاده مهران – ایلام، از پاسگاه دوراجی تا فرخ آباد را تأمین کردند.

در محور جنوبی، به رغم موفقیت های چشمگیر اولیه، از آن جا که فرصت لازم برای احداث خاکریز از یال قلاویزان به سمت فیروزآباد و از آن جا به فرخ آباد به دست نیامد، تصرف اهداف این محور در مرحله اول عملیات کامل نگردید؛ لیکن در مرحله بعد این نقیصه مرتفع شد.

به این ترتیب، تنها محوری که تصرف اهداف موجود در آن ناتمام مانده بود، محور شمالی بود. نیروهای دشمن که در ارتفاعات زالوآب و کله قندی در محاصره بودند، یازده شبانه روز مقاومت کردند، دشمن تلاش فراوانی می کرد تا به هر نحو ممکن این ارتفاعات – به ویژه کله قندی – را از محاصره خارج کند. مضافاً به این که می کوشید خط پدافندی نیروهای ایران را در دوراجی شکسته و سپس با جناح چپ خود الحاق کند.

اگرچه نیروهای خودی با مقاومت بسیار تلاش دشمن را در دوراجی و نمه کلان بو خنثی کردند، لیکن نیروهای عراقی همچنان در ارتفاعات زالوآب و کله قندی مستقر بودند. نهایتاً در سحرگاه 18/5/1362 فرمانده لشکر 27 (حاج همت) با یک گردان وارد عمل شد و مقاوت نیروهای عراقی مستقر در ارتفاع مذکور را در هم شکستند.

نتایج عملیات

آزادسازی دو جاده ایلام – مهران – دهلران.

- آزادسازی ارتفاعات زالوآب و نمه کلان بو.

- آزادسازی دشت مهران.

- برقراری ارتباط جبهه های میانی و جنوبی از طریق دو جاده فوق الذکر.

- کشته و زخمی شدن بیش ازده هزار تن از نیروهای دشمن.

- به اسارت درآمدن 509 تن از نیروهای دشمن.

- ساقط شدن 6 هلی کوپتر دشمن.

- انهدام بیش از 200 تانک و نفربر.

- انهدام بیش از 200 خودرو حامل نفرات و یا مهمات.

- انهدام بیش از 20 انبار مهمات.

. انهدام بیش از 100 خودرو حامل نفرات و یا مهمات.

. انهدام بیش از 20 انبار مهمات.

یادشان گرامی و راهشان مستدام

بهنگام کردن در سه شنبه ، ۲۵ دی ۱۳۹۷ ، ۱۲:۲۵
 
 

گالری تصاویر

No images