حستجوی محتوی

حب دنیا PDF چاپ ایمیل
نوشته شده توسط بازمانده   
شنبه ، ۱۵ دی ۱۳۹۷ ، ۱۱:۳۰

قال رسول الله (ص)

حُبُّ الدنیا رَأسُ کلّ خطیئهٍ

خوشنودی قلب مقدس و نورانی آقامون حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء، تعجیل در فرج حضرتش، آمرزش گناهان مان اجماعا صلوات

اجازه میخواهم از محضر سروران محترم عرایض ام را پیرامون بحث حب دنیا، با سه مقدمه تقدیم حضور کنم. عنایت بفرمائید؟

مقدمه اول: بیماران به لحاظی به سه دسته تقسیم می شوند.

1 - کسانیکه بخاطر بیماری که دارند احساس درد می کنند. مانند کسی که دندان درد دارد.

2 - کسانیکه بخاطر بیماری که دارند احساس درد نمی کنند مانند کسی که ظاهرا سالم است اما یکباره سکته کرده و فوت می کند.

3 - کسانیکه نه تنها از بیماری که دارند احساس درد نمی کنند بلکه لذت هم می برد.

در حالت اول: شخص دنبال درمان می رود چون درد می کشد و این درد او را آزار می دهد. لذا برای رسیدن به آرامش دنبال درمان می رود.

در حالت دوم: به درمان می رسد ولی مشکل چون باید کسی یادآوری کند و بیمار هم پذیرفته، تا دنبال درمان برود.

در حالت سوم: بسیار بسیار مشکل است چون چنانچه عرض شد باید علاوه بر تمام این موارد شخص قادر باشد بر لذتی هم که می برده است غلبه کند.

مقدمه دوم: علاقه باعث می شود که انسان برای محبوبش هزینه کند چه به لحاظ مالی یا کاری و یا زمانی و... یعنی پول خرج کند یا برایش زحمت بکشد یا مدتها از عمرش را برای او صرف کند و بدیهی است که همین هزینه کردن خود باعث ایجاد وابستگی بیشتر وعلاقه بیشتر می شود.

از طرفی وابستگی در انتخاب اولویت های فکری و رفتاری ما تاثیر می گذارد. مانند اینکه علاقه بیشتر ما به فرزندمان نسبت به دیگر بچه های اقوام باعث می شود اول به فرزند خودمان توجه کنیم و بعد به فرزند دیگران.

مقدمه سوم: من با اجازه شما امتحان الهی را اینگونه تعریف می کنم 1- داشتن حق انتخاب از طرف ما 2- چگونگی انتخاب (که البته بر اساس اولویت های ذهنی و عملی ما خواهد بود) 3- فعلی که انجام می دهیم.

سوال: این که حب دنیا (در نگاه استقلالی نه ابزاری) بد است صحیح چرا حب دنیا باید سرآمد همه ی خطاها باشد؟

شما تصور کنید در یک مقطع ما می توانیم الف: حق کسی را به نفع خودمان پایمال کنیم ب: می توانیم این کار را نکنیم ج: می توانیم برای رضای خدا از داشته های خودمان هم گذشته و انفاق کنیم.

در این مثال ما می توانیم حب نفس را یا حق الناس یعنی وظیفه شرعی ، یا فراتر از آن ایثار برای خداوند را اولویت اول خود قرار داده و مد نظر داشته باشیم.

نتیجه:چنانچه عرض شد علاقه باعث هزینه کردن و هزینه کردن باعث علاقه بیشتر و علاقه بیشتر باعث تاثیر در انتخاب می شود. علاقه به دنیا باعث عمر صرف کردن برای آن، باعث ثروت اندوزی و باعث سرمایه گذاری در دنیا، برای دنیا می شود. چنین فردی مانند بیماری است که نه تنها از بیماری که دارد رنج نمی برد بلکه از آن لذت هم می برد. مانند کسی که در باتلاق فرو رفته و هرچه بیشتر تلاش می کند و به اصطلاح خودش پیشرفت می کند، بیشتر فرو رفته و نجات پیدا کردنش مشکل تر می شود.

مثلا: خمس نمی دهد می گوید چون از ما مالیات می گیرند. معامله حرام می کند می گوید چون به پولش احتیاج مبرم داشتم یا اینکه می خواهم برای امر خیر صرف کنم و... نکته اینجاست که چون علاقه قبلا ایجاد شده حالا توجیح میکند تا از علاقه اش نگذرد و لذا در امتحان الهی مردود می شود. چرا؟ چون اولویت رضایت خداوند منان، اولویت اول این شخص نیست.

امام علی بن ابیطالب (ع) می خوانیم، فرمود: قال علي (ع):. فارفض الدنيا: فانّ حبَّ الدنيا يُعمِي و يُصِمُّ و يُبكِمُ و يُذِلُّ الرِّقاب. [كافي/ ج2/ ص136]. ؛ دنیاپرستی را ترک کن چرا که حب دنیا چشم را کور و گوش را کر و زبان را لال می کند و گردنها را به ذلت می کشاند

تصور کنید زمانیکه ما میخواهیم برای یک مسیر کوتاهی ماشین سوار شویم نه به مدل ماشین دقت داریم و نه به رنگ آن و... چرا که معتقدیم یک وسیله میخواهیم که ما را مثلا به چهاراه بعدی برساند و بعد پیاده شویم و بس. لذا دائم نگاه می کنیم که از مقصد مورد نظر مان فاصله نگیرد. اما زمانیکه می خواهیم ماشین بخریم مدل ماشین برای مان مهم می شود. اگر ما واقعا حب دنیا نداشته باشیم و دنیا را تنها وسیله رسیدن به چهاراه بعدی بدانیم دیگر مظاهر آن برای ما کمرنگ، و برعکس برایمان این مهم می شود که مسیر را اشتباه نرود.

سوال: من به ماشین ام، به خانه ام و... دلبستگی ندارم آیا ممکن است حب دنیا داشته باشم؟ جواب: مظاهر وابستگی به دنیا می تواند مادی یا غیر مادی باشد. مادی مانند: ماشین و باغ و لباس و... که ما را به سوی تجملات و چشم و هم چشمی و... سوق می دهد.

اما نوع دیگر آن غیر مادی است مانند: 1 شهوت: هوای نفس و حب پست و مقام و مانند اینها. 2 خودپرستی: حب زیبایی و حب قدرت و حب شکم (یا شکم پرستی). 3 غرور: بخاطر امکانات مادی یا موقعیت اجتماعی یا مثلا غرور بخاطر عبادت های زیاد. حتما دیده اید بعضی ها تا یک بی حجاب می بینند می گویند خدا به حالشان رحم کند اینها فردای قیامت می خواهند چه کنند. بله بی حجابی بد است اما اینکه ما نگران این نباشیم که خودمان فردای قیامت چگونه می خواهیم جواب بدهیم بسیار خطرناک و نابود کننده است.

داستان: دریا پس از طوفانی شدن آرام شده بود . جمعی در کنار دریا چیزی مانند صندوقچه در مسافت دور روی آب دیدند . یکنفر با این تصور که حتما طلا هم در آن صندوقچه هست گفت من آن را گرفته و صاحبش می شوم. او به دریا زد و رفت و رفت رفت. او چون به صندوق نگاه می کرد و می دید که هر لحظه به او نزدیکتر می شود از پشت سرش و فاصله اش تا ساحل غافل شده بود. دیگران نگران صدایش میزدند که جلوتر نرو خطرناک است.اما صدای آنها به گوش او نمی رسید. تا اینکه خیلی نزدیک شد و متوجه شد آنچه از دور دیده می شده است صندوقچه نیست بلکه یک خرس گرفتار در گرداب است. خواست برگردد ولی خودش هم گرفتار گرداب شد. او درخواست کمک میکرد ولی کسی صدایش را نمی شنید. دستش را تکان میداد ولی بقیه فکر می کردند برای رسیدن به صندوق شادمانی می کند. خرس که تنها مانده بود با دیدن او به او پناه برد و به او چسبید.

جمعیت نگران با بلندگو فریاد می زدند برگرد غرق می شوی. ولی آن بیچاره در حالی که کسی صدایش را نمی شنید می گفت من صندوق را رها کرده ام. او مرا رها نمی کند.جمعیت با قایق به آب زده تا نجاتش دهند ولی دیر شده بود او اسیر در چنگال خرس گرفتار در گرداب همراه با خرس غرق شده بود.

کسی که در دریایی از چک و سفته غرق شده است . کسی که هلاک آمال و آرزوهای بلند شده است .کسی که ثروتش در دست مردم است و برای سالها ی طولانی ، پیش خرید یا پیش فروش کرده است . چگونه می تواند یکباره همه را رها کرده ، همه را تسویه کرده و آماده مرگ شود.

درسی که از تاریخ میتوان آموخت

ما در تاریخ می خوانیم چه بناهایی ساخته شده. چه جنگ هایی صورت گرفته. چه حکومت هایی آمده اند و رفته اند . چه خیانت ها و چه خدماتی صورت گرفته و... ولی آیا اینکه مثلا در ساخت اهرام ثلاثه مصر یا دیوار بزرگ چین فلان شخص هم حضور داشت یا خیر ابدا برایمان مهم نیست.

در آینده ما نیز یکی از همان افرادی خواهیم شد که برای هیچ کس مهم نیست آیا آپارتمان ما 75 متری بوده یا 100 متری . در پائین شهر بوده یا بالا و... بدیهی است بزودی زود مرگ رسیده و ما تنها ی تنها در زیر خروارها خاک ، خواهیم ماند، با اعمال و نیت هایمان . باید هوشمندانه مراقب باشیم تا زیان نکنیم.

شعر:

هرگز شده زین خاک بپرسی که تن کیست؟

وین گرد غم آلوده غبار بدن کیست؟

از زیر قدومت شدی آگاه که آیا

ماوای که می باشد و آیا وطن کسیت؟

بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان

کاین پنبه ی نو خواسته آیا کفن کیست؟

امروز که خاک دگران شد چمن ما

تا روز دگر خاک من و تو چمن کیست؟

نقل می کنند جوانی بر بستر بیماری سختی افتاده بود و همه بر بالینش گریه می کردند. مادر می گفت: پسرم کجا می روی تو عصای پیری من بودی. پدر می گفت:پسرم نرو تو آبروی من هستی. خواهر می گفت: برادرم تو تکیه گاه من هستی نرو و... جوان برخواست و در بستر نشست و گفت: اینجا هیچکس برای من گریه نمی کند.

متاسفانه حتی در مجلس ترحیم هم می بینیم غالبا برای صاحبان مصیبت تنها چیزی که مهم نیست حال میت و رضایت او است.هر آنچه انجام میدهند برای حفظ آبروی خودشان. موقعیت خودشان و خوش آمدن فلانی و فلانی و... می باشد. بدیهی است که چقدر جاهلانه است که آخرت خودمان را برای اینها بدهیم. باید همه را دوست داشت. و به همه خدمت کرد اما فقط و فقط برای رضای خداوندی که مالک یوم الدین است.

حب دنیا یک بیماری پایه ای و ریشه ای است که خود باعث بروز بیماری های دیگر اخلاقی مانند:

  • غرور: و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور;
  • ·حرص و طمع :عمر صعد بخاطر طمع دنیا و حکومت ری راضی به قتل سیدالشهدا(ع) شد.
  • غفلت : یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة هم غافلون;
  • از بین رفتم ایمان : ان الدنیا لمفسدة الدین و مسلبة الیقین; دنیاپرستی دین انسان را بر باد می‏دهد و ایمان و یقین او را می‏ گیرد. و موارد بسیار زیاد دیگر

خداوندا، پروردگارا توفیق ترک دنیا پرستی و قبولی در امتحانات الهی را به ما عنایت بفرما، بارالها توفیق توبه کردن را قبل از رسیدن مرگ به ما عنایت بفرما به برکت صلوات بر ....و آل مطهرش.امین یارب العالمین

بهنگام کردن در سه شنبه ، ۲۵ دی ۱۳۹۷ ، ۰۹:۵۸