حستجوی محتوی

سخن چینی PDF چاپ ایمیل
نوشته شده توسط بازمانده   
سه شنبه ، ۱۸ دی ۱۳۹۷ ، ۰۹:۲۶

عن الصادق علیه السّلام و ان من اکبر السحر النمیمه یفرق بها بین المتحابین و یجلب العداوة على المتصافیین و یسفک بها الدماء و یهدم بها الدور و یکشف بها الستور و النمام شر من وطئ الارض. . . احتجاج ج ٢ ص ٨٢

بزرگترین جادوگرسخن چین است،اوبین دوستان تفرقه و دشمنی را بجای دوستی بین کسانیکه با هم یکرنگ بوده اند و خون ها به وسیله آنها ریخته می شود، به وسیله آنها خانه ها ویران و پرده ها دریده میشوند نمام بدترین کسی است که روی زمین راه می رود.

ما شاهدیم که دانش بشری رشد کرده و مکتب خانه ها به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه و پس از آن دانشگاه ها با دانشکده های متعدد ، با رشته های فراوان تاسیس شده اند مانند: دانشگاه فردوسی، دانشکده کشاورزی و رشته های مختلف آن.

در این دانشکده اساتید و دانشجویان جمع شده اند تا علم مفید بیاموزند. آنجا از جمله دروسی که تدریس می شوند دو درس است با عنوان پرورش زنبور عسل و دیگری درس سم شناسی. یکی برای پرورش حشره و دیگری برای از بین بردن حشره.اجازه میخواهم عرایض ام را با این سوال آغاز کنم که چرا ما می خواهیم حشره ای مانند زنبور عسل را پرورش داده و حشره ای مثلا مانند سوسک را ازبین ببریم؟ راز کجاست؟ ممکن است هر دوی این حشرات در یک باغ و هم زمان هردو با هم به دنیا آمده و با هم، هم از دنیا بروند. دلیل چیست؟ تفاوت این دو کجاست؟

توضیح اینکه:

1. حشره ای مانند سوسک در باغی که زندگی می کند دائم نگاهش و توجهش به زباله هاست و لذا

2. نهایتا با زباله ها همنشین می شود

3. براثر این همنشینی خودش آلوده شده و

4. در نتیجه می شود ناقل بیماری. سپس سلامت ما را تحدید می کند و ما برای حفظ جانمان در صدد کشتن آن هستیم.

اما زنبور عسل بر خلاف سوسک در باغی که زندگی می کند

1. نگاهش به سوی گل هاست و لذا

2.نهایتا با گل ها همنشین شده و

3. خودش پاکیزه

4. و نتیجه اش عسل می شود. چیزی که اولا: خوشمزه، دوما: مغذی و سوما: شفا بخش می باشد و ما تلاش می کنیم او را پرورش دهیم.

این توجه به گل ها ادامه پیدا می کند تا جائیکه اگر تمام عالم بگویند زنبور عسل کثیف است هیچ کس باور نمی کند و برعکس.

ما انسانها کامل نیستیم

پس می توانیم در تعاملاتمان با افراد جامعه اطراف مان به خوبیها و یا برعکس به بدیها نگاه کرده و بر روی آنها متمرکز شویم.

من عیب جویی وسخن چینی را اینگونه تعریف می کنم توجه بفرمائید:

1. نگاه کردن به نقاظ ضعف و بدی های دیگران

2. بایگانی کردن آنها در ذهن و همنشینی فکری با آنهابرای مدت طولانی برای استفاده از آنها در زمانی که مناسب می دانیم

3.کثیف شدن و متافن شدن وجود خودمان

4. و نهایتا آلوده کردن دیگران

همه ی ما تجربه کرده ایم که همنشینی با بعضی ها چقدرباعث احساس آرامش ما می شود و برعکس مثلا تا شخصی وارد جمعی می شود همه با گلایه می گویند باز فلانی آمد. دیگر چیزی نگوئید. چون او به همه می گوید و...

عوامل روی آوردن به سخن چینی:

تصور کنید دونفر با هم مسابقه دومیدانی می دهند. یکی جلو و دیگری عقب است. برای اینکه نفر عقبی بخواهد اول بشود دو راه دارد

1. بیشتر تلاش کند ( که بسیار پسندیده و هنر مردان و تلاش صادقانه است)

2.کاری کند که نفر جلو نتواند با تمام سرعتش حرکت کند(که تلاش کاملا منفی، ذلیلانه و نا جوانمردانه است)

کسی که به سخن چینی و عیب جویی روی می آورد در حقیقت

1. احساس عقب ماندن را می کند. احساس حقارت و خود کم بینی می کند. خودش را عقب تر از دیگران می بیند.

2.احساس ضعف برای جبران عقب ماندگی خودش می کند. ضعف در اراده و عمل را در خودش می بیند یعنی می پذید که نمی تواند خودش را به او برساند

3. تلاش منفی و ذلیلانه را در پیش گرفته و به عیب جویی و سخن چینی روی می آورد تا بدین وسیله به دیگران بگوید فکر نکنید که فلانی از من جلوتر است خیر او این مشکلات و معایب را دارد. و تصور می کند که با این کار او را کوچک کرده و بی خبر از اینکه کاملا داستان برعکس است.

عوامل دیگری هم هستند مانند:

4. منافق بودن(که به نوعی ریشه در ضعیف بودن دارد)

5. دشمن بودن(اما نه دشمنی مردانه بلکه ذلیلانه)

6. پر گویی و هرزه گویی(که ریشه در سبک عقلی دارد)

آثار دنیوی سخن چینی و عیب جویی کردن

1. منفور بودن نزد مردم(هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد  بی گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد) و لذا تنها ماندن یعنی دوست واقعی نداشتن از اولین پیامد های آن خواهد بود.

2. عدم آرامش(چاه کن همیشه خودش ته چاه است) آیا میتوان تصور کرد در یک میدان جنگ هیچ کس آرامش نداشته باشد اما کسی که در وسط میدان جنگ هست آرامش داشته باشد؟

3. مشکل بودن راه بازگشت و توبه چون چنین شخصی مانند بیماری است که نه تنها از بیماریش احساس درد نمی کند(تا به فکر درمان باشد) بلکه از بیماریی که دارد احساس لذت هم دارد و احساس می کند که با این روش عقب بودن خود را جبران کرده است.

آثار اخروی

1. منفور بودن نزد خدا چون دقیقا کاری را می کند که خداوند نمی کند(خداوند ستار العیوب است). این گناه دربر دارنده سایر گناهان دیگر مانند: دروغ، غیبت ، تهمت، خیانت در امانت(با فاش کردن رازهای دیگران) است

2. دوری از رحمت خداوند

3. عذاب شدید مانند: فشار قبر

روش برخورد با سخن چین: به عنوان یک اصل باید نشان داد که این عمل نه مورد رضایت خداوند است (چرا که در مقابل ستار بودن خداوند قرار می گیرد)و نه به نفع هیچکس دیگری

  1. توجه دادن به خوبی های هم فرد سخن چین و هم کسی که قرار است از او بدی گفته شود.(همه ی ما یک خوبی ها و یک بدی هایی داریم)
  2. گوش ندادن به بدی ها و ابراز بی علاقه گی به شنیدن آنها
  3. تصدیق نکردن(نه با زبان و نه با اشاره و ... ). یعنی باید رفتار ما در مجموع مشوق ادامه این رفتار نباشد.
  4. در نهایت تذکر برای قطع رابطه در صورت تکرار(ما اول وظیفه داریم خودمان خوب بمانیم و بعد دیگران را اصلاح کنیم)

انشالله خداوند توفیق ترک سخن چینی و غیبت و دروغ و... را به همه ی ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمود(ص)

بهنگام کردن در سه شنبه ، ۱۸ دی ۱۳۹۷ ، ۱۰:۲۹